ثنا گلیثنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

من و... من

قضاوت

1391/5/28 11:57
نویسنده : فری
153 بازدید
اشتراک گذاری

مرد مسني به همراه پسر ۳۲ ساله‌اش در قطار نشسته بود.

در حالي که مسافران در صندلي‌هاي

خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر که کنار پنجره نشسته بود

 پر از شور و هيجان شد.

دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت

را با لذت لمس مي‌کرد فرياد

زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت مي‌کنن.

 مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد.

کنار مرد جوان، زوج جواني نشسته بودند که

حرف‌هاي پدر و پسر را مي‌شنيدند و از حرکات پسر

 جوان که مانند يک کودک ۳ ساله رفتار

مي‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هيجان فرياد زد:

 پدر نگاه کن درياچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت

مي‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزي نگاه مي‌کردند.
 
باران شروع شد چند قطره روي دست مرد جوان چکيد.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هايش را بست و دوباره فرياد زد:

 پدر نگاه کن باران مي‌بارد،‌

آب روي دست من چکيد.

زوج جوان ديگر طاقت نياورند و از مرد مسن پرسيدند:

 ‌چرا شما براي مداواي پسرتان به

پزشک مراجعه نمي‌کنيد؟

مرد مسن گفت: ما همين الان از بيمارستان بر مي‌گرديم.

امروز پسر من براي اولين بار در

زندگي مي‌تواند ببيند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

❤مامان آزی❤
28 مرداد 91 12:08
___________________-------- _________________.-'.....&.....'-. ________________\.................../ _______________:.....o.....o........; ______________(.........(_............) _______________:.....................: ________________/......__........\ _________________`-._____.-'شاد باشي مهربون ___________________\`"""`'/ __________________\......,...../ _________________\_|\/\/\/..__/ ________________(___|\/\/\//.___) __________________|_______|آرزومند آرزوهــــاي قشنگت ___________________)_ |_ (__ ________________(_____|_____) ............ *•~-.¸,.-~* آپ کردم *•~-.¸,.-~*...........
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و... من می باشد