ثنا گلیثنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

من و... من

حرف دل...

سلام اقا جونم دلم برات تنگ شده اقا جونم از دیروزه خیلی حالم بد شده غریبم بی کسم تنهام اقا جونم درد دلم و فقط تو می دونی اقا جون نیگام کن مثل همیشه به نگاهت نیاز دارم انقد دلم برات تنگ شده که فقط خدا می دونه خوش به حاله اون موقع ها تا تا بستون می شد میومدیم پا بوس می دونم باید بطلبی پس منتظرم اقا جووون .معشوق من.سالار .سرور کاش کبوتر بودم.پر می کشیدم... دلم و بسمت حرمت پر می دم شاید با نفس کشیدن تو حرمت حالش خوب شه اوضاع خونه خوب نیس دعام کن.دعام کن.دعام کن اقاجون می بوسمت ...
11 مرداد 1391

مدیون بارگاه تو

مي گيرم از ضريح تو اين روزها مدد در سينه ام تلاطم و طوفان و جزر و مد تنها خيال توست كه هر شب دل مرا در آسمان عشق و غزل مي كند رصد جز آستان پاك ونجيب تو هيچ‌كس هرگز نبوده خانه ي خورشيد را بلد اي ماه من، دوباره بياور از آسمان باران و آفتاب و ستاره، سبد سبد مديون بارگاه توام اي غزل ترين مديون بارگاه تو و عشق تا ابد ...
11 مرداد 1391

شرح حال

اسمم فریه,25 سالمه, یه شوهر مهربون دارم که قبل از شوهر بودنش پسر خالم بوده. یه مامان دلسوز و یه پدر مهربون دارم . تک دخترم دوتا داداش دارم که از من کوچیکترن. درسم تموم شده و خونه نشین شدم.خیلی دوس داشتم برم سر کار اما خب نشد. 6ساله که با همسرم زیر یه سقف زندگی می کنیم .و الان منتظر جیک جیک کردن یه جو جو هستیم. همسرم همیشه به لطف خدا امید وار بوده. من عاشق امام رضا هستم,عاشقشششششش هستم توی دنیا از خدای مهربون سایه ی همسرم,سلامتی پدر و مادرم وداداشام رو خواستم و می خوام. باورتون نمی شه اما عشقم باباییمه و همیشه قلبم براش می تپه,نفسم با نفسش بالا میاد.صحبت کردن در موردش ضربان قلبم و تند می کنه.برای سلامتی پدرم همیشه دعا می کنم....
7 مرداد 1391

حرف خودمونی با خدا

سلام سلام به خدای مهربونم دلم برات تنگ شده خدا جونی کجایی؟؟؟؟؟؟ چرا نمی بینمت خدا جونم می دونم هستی همه جا هستی این یکی از ویژگی های خدا بودنته اما نمی دونم چرا فراموش شدم و نیستم نیستم که احساسم این شده خدا جونی من و ببین خسته شدم.....
7 مرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و... من می باشد