ثنا گلیثنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

من و... من

خودت و خسته نکن

  بهش بگي دوسش داري پرو ميشه ميره ا بهش بگي ازش بدت مياد نا اميد ميشه و ميره ، ا محبت کني خوشي ميزنه زير دلش و ميره ،ا محبت نکني ، از يکي ديگه محبت ميگيره و ميره …ا خلاصه اومده که بره … خودتو خسته نکن   ...
15 مرداد 1391

بدون شرح

سلام به همه وخودم امروز الحمدالله خیلی حالم خوبه و مشکلم حل شد من خیلی احساس تنهایی می کنم چون خواهر ندارم تجربه زندگی به من یاد داده که همه چیز و نمی شه به مادرم بگم. پس کسی ندارم برای درد و دل کردن. اما ازین که دیروز احساسم و اینجا نوشتم راحتم و احساس سبکی می کنم . امروز می ریم خونه مامانم . فعلا خدا حافظ
12 مرداد 1391

حرف دل...

سلام اقا جونم دلم برات تنگ شده اقا جونم از دیروزه خیلی حالم بد شده غریبم بی کسم تنهام اقا جونم درد دلم و فقط تو می دونی اقا جون نیگام کن مثل همیشه به نگاهت نیاز دارم انقد دلم برات تنگ شده که فقط خدا می دونه خوش به حاله اون موقع ها تا تا بستون می شد میومدیم پا بوس می دونم باید بطلبی پس منتظرم اقا جووون .معشوق من.سالار .سرور کاش کبوتر بودم.پر می کشیدم... دلم و بسمت حرمت پر می دم شاید با نفس کشیدن تو حرمت حالش خوب شه اوضاع خونه خوب نیس دعام کن.دعام کن.دعام کن اقاجون می بوسمت ...
11 مرداد 1391

مدیون بارگاه تو

مي گيرم از ضريح تو اين روزها مدد در سينه ام تلاطم و طوفان و جزر و مد تنها خيال توست كه هر شب دل مرا در آسمان عشق و غزل مي كند رصد جز آستان پاك ونجيب تو هيچ‌كس هرگز نبوده خانه ي خورشيد را بلد اي ماه من، دوباره بياور از آسمان باران و آفتاب و ستاره، سبد سبد مديون بارگاه توام اي غزل ترين مديون بارگاه تو و عشق تا ابد ...
11 مرداد 1391

شرح حال

اسمم فریه,25 سالمه, یه شوهر مهربون دارم که قبل از شوهر بودنش پسر خالم بوده. یه مامان دلسوز و یه پدر مهربون دارم . تک دخترم دوتا داداش دارم که از من کوچیکترن. درسم تموم شده و خونه نشین شدم.خیلی دوس داشتم برم سر کار اما خب نشد. 6ساله که با همسرم زیر یه سقف زندگی می کنیم .و الان منتظر جیک جیک کردن یه جو جو هستیم. همسرم همیشه به لطف خدا امید وار بوده. من عاشق امام رضا هستم,عاشقشششششش هستم توی دنیا از خدای مهربون سایه ی همسرم,سلامتی پدر و مادرم وداداشام رو خواستم و می خوام. باورتون نمی شه اما عشقم باباییمه و همیشه قلبم براش می تپه,نفسم با نفسش بالا میاد.صحبت کردن در موردش ضربان قلبم و تند می کنه.برای سلامتی پدرم همیشه دعا می کنم....
7 مرداد 1391

حرف خودمونی با خدا

سلام سلام به خدای مهربونم دلم برات تنگ شده خدا جونی کجایی؟؟؟؟؟؟ چرا نمی بینمت خدا جونم می دونم هستی همه جا هستی این یکی از ویژگی های خدا بودنته اما نمی دونم چرا فراموش شدم و نیستم نیستم که احساسم این شده خدا جونی من و ببین خسته شدم.....
7 مرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و... من می باشد